خرید بک لینک

1'>حمیت 1 و حمیت جاهلی

تعصب که در عربی حمیت نیز گفته میشود، حالتی نفسانی و روحی است که انسان در برابر چیزی اتخاذ میکند. در آیات قرآن از حمیت جاهلی سخن گفته شده و آن را عامل کفر یا تشدید آن دانسته بهگونهای که در برابر حق سر فرود نمیآورند.اما نوعی از حمیت را میتوان یافت که ریشه در عقلانیت و حقانیت دارد. همین نوع از حمیت است که موجب میشود تا انسان به حمایت و دفاع از حق بپردازد و بیغیرتی نشان ندهد و غیر و بیگانه را که به حریم باورها و جان و مال و عرض او وارد شده یا میشود دفع میکند.تعالیم اسلامی بر مدار فطرت و عقلانیت سامان یافته است. از اینرو عدالت، اصل حاکم در همه آموزههای اسلامی و اعتدال و میانهروی بهترین شیوه و سبک زندگی است که بدان فرمان میدهد. از نگاه آموزههای قرآنی هرگونه افراط و تفریط امری بیرون از دایره سلامت انسان و راه راست است. انسان در سایه عدالت و اعتدال است که میتواند بهترین زندگی را تجربه کند و سعادتمند شود و از بسیاری از مشکلات و مصیبتها در امان ماند.با نگاهی به کاربردهای واژه عصبیت و حمیت میتوان دریافت که آنها را مترادف و هم معنا گرفتهاند، هرچند که تفاوتهای لطیفی میان آن دو وجود دارد؛ زیرا عصبیت به عصب و رگها و ریشهها اشاره دارد که بیشتر ناظر به قومیتگرایی و نژادپرستی است، در حالی که حمیت ناظر به حالت نفسانی و شدت هیجانی است که فکر و رفتاری در شخص پدید آورده و نسبت به آن واکنش شدید و هیجانی نشان میدهد بهگونهای که برای آن تب میکند و حرارت بدن وی افزایش مییابد و خشم و غضب از چهرهاش نمودار میشود.بنابراین، نمیتوان گفت که حمیت تنها ریشه در جهالت یا جاهلیت دارد. در آموزههای قرآنی به دوره پیش از اسلام عصر جاهلیت گفته شده است؛ چرا که گفتمان غالب در آن دوره جهل و تقلید کورکورانه بود و عقل و حلم بر آن جامعه حاکم نبود. البته این بدان معنا نیست که اصلا هیچ کاری برخاسته از عقل و همراه حلم نبود، بلکه به معنای آن است که جو غالب آن زمان حاکمیت سنتهای خرافی و تقلید کورکورانه از نیاکان به دور از خردورزی و ارزیابی دوباره عقاید و سنتها و آیینها و رفتارها بوده است.بر این اساس حمیت در ادبیات عربی به معنای مثبت و منفی آن به کار رفته و میرود؛ چرا که گاه به معنای تعصب ناپسند و مذموم بهکار میرود که در آن صورت بیشتر با قید جاهلیت همراه میشود و گاه در معنای مثبت و تعصب و غیرت پسندیده به کار میرود که اشاره به غیرت منطقی و تعصب سازنده دارد.امير مؤمنان على(ع) به هنگام انتقاد از بعضى از ياران سست عنصر و سركش مىفرمايد: گرفتار مردمى شدهام كه اگر فرمان دهم اطاعت نمىكنند و اگر دعوتشان كنم اجابت نمىكنند… آيا دين نداريد كه شما را جمع كند؟ يا غيرتى كه شما را بخشم آورد و به انجام وظائف وادارد.آن حضرت در جاى ديگر از همين خطبه، به هنگامى كه مردم را از تعصبات جاهليت برحذر مىدارد، مى فرمايد: شرارههاى تعصب و كينههاى جاهلى را كه در قلب داريد خاموش سازيد، كه اين نخوت و حميت و تعصب ناروا در مسلمانان از القائات و نخوت و وسوسه شيطان است.به هر حال شكی نيست كه وجود چنين حالتى از حمیت، برخاسته از جهالت و تقلید کورکورانه از نیاکان در فرد يا جامعه باعث عقبماندگى و سقوط آن جامعه بوده و پردههاى سنگينى بر عقل و فكر انسان مىافكند که او را از درك صحيح و تشخيص سالم بازمیدارد و گاه تمام مصالح او را به باد فنا مىدهد. اصولا انتقال سنتهاى غلط از قومى به قوم ديگر در سايه شوم همين حميت جاهلي و حمایتهای کورکورانه از عقاید و افکار و رفتار نیاکان صورت مىگيرد و پافشارى اقوام منحرف در برابر انبياء و رهبران الهى نيز غالبا از همين رهگذر است.بنابراین حمیت و تعصّب برگرفته از عصبيّت جاهلی خصلتى است كه فرد را به حمايت از خويشان خود وادار كند، حال چه ظالم باشند يا مظلوم، چنین تعصبات و حمیتهایی است که ناپسند و مذموم است؛ اما اگر تعصب برخاسته از حقانیت و در دفاع از حق و عدالت و مظلوم باشد، چنین حمیت و غیرت و تعصبی نهتنها مذموم نیست بلکه پسندیده و فضیلتی اخلاقی است.خداوند در آیه 26 سوره فتح به مسئله حمیت جاهلی اشاره و از آن به عنوان يكى از آفت هاى حق گرايى و حق پذيرى در زندگى انسان ها یاد میکند: و هنگامى را به ياد آورد كه كفرگرايان در دل هاى خويش تعصب جاهلي را قرار دادند و تعصب ورزيدند و حق را گردن ننهادند و اصلاح نپذيرفتند!از آیات قرآن به دست میآید که ریشه و بستر تعصبات و حمیتهای جاهلی، اموری چون جهل و نادانی است.(فتح، آیه 26) البته باید دانست در کاربردهای قرآنی و روایی جهل در برابر عقل نیز به کار رفته است. پس جاهلیت تنها به معنای فقدان علم نیست بلکه به معنای فقدان بهکارگیری عقل و تعقل نیز آمده است. لذا میتوان گفت یکی از ریشههای تعصب جاهلی همان بیخردی و تعقل نورزیدن است.البته اموری چون انحصارطلبی و فشار گفتمانی نیز میتواند عامل تعصب و حمیت ناپسند باشد. این حالت در جوامعی پدید میآید که فشار اجتماعی به اندازهای شدید است که انسان نمیتواند مسیر درست را خود انتخاب کند. در جوامع قبیلهای فشار سنتهای قبیله موجب میشود تا انسان همان گفتمان غالب را بپذیرد هرچند که مخالف عقلانیت و حقانیت باشد. در جهان امروز نیز فشاری که افکارسازی رسانهها ایجاد میکنند و سلطه گفتمانی آن موجب میشود که انسان امکان انتخاب کمتری داشته باشد و تحت فشار جوسازیهای استکباری و رسانههای آن قرار گیرد و خواسته و ناخواسته در همان مسیر باطل برود. فشار استکبار از دیگر عواملی است که از بیرون شخص را وادار میکند تا از مسیر حق خارج شود و دچار حمیتها و تعصبات جاهلی گردد.از آنچه گذشت بهسادگی میتوان دریافت که تعصبات کورکورانه و حمیتهای جاهلی چه آثار مخربی بر فرد و جامعه خواهد داشت. تقلید کورکورانه،، کفرورزی و مخالفت با حق، اضطراب و عدم آرامش، انحراف از عدالت،حقناپذیری، خشونت،، جرم و گناه، ممانعت از شناخت،گمراهی، و ممانعت از ایمانآوری از جمله این آثار است.بهترين راه مبارزه با خوى زشت حمیت و تعصب جاهلی و طريق نجات از اين مهلكه بزرگ، تلاش براى بالا بردن سطح فرهنگ و فكر و ايمان هر قوم و جمعيت است. از جمله حمیتهایی که مثبت و سازنده است، حمیت درباره اصول دین، حمیت نسبت به معروف و اخلاق و فضائل اخلاقی، حمیت نسبت به عفت و حیا و غیرتورزی نسبت به زن و خانواده، حمیت نسبت به مرزهای ایمان و وطن و دفاع از آنهاست.آیات و روایات بسیار، از این حمیت سخن گفته و این حمیت را عامل دفاع از حق و حقانیت و عدالت و حمایت از آن دانسته است.امام علی(ع) میفرماید: اگر قرار هست تعصبی داشته باشید این تعصب شما به خاطر اخلاق پسندیده، افعال نیک و کارهای خوب باشد.از این حدیث بهخوبی روشن میشود که ایستادگی سرسختانه برای طرفداری از یک واقعیت مطلوب و امر حق، نهتنها تعصب مذموم نیست، بلکه میتواند خلأ روحی انسان را در پیوندهای نادرست جاهلی پر کند. خلیل منصوری

برچسب: نویسنده: حدیث فرهادی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 14:20

صفحه بندی